روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
535
شرح شطحيات ( فارسى )
خلق اوست . آنچ عرض برگيرد ، جز جوهر نباشد . آنك از جسم مفارق نشود « 2 » ، جز جسم نباشد . آنچ از روح مفارق نشود ، جز روح نباشد ، هاضمهء روحانيست . » « 3 » گفت « رجوع كرديم به آنچ در ضمن گيرد از مشموله ، و هاضمهء مقوله « 4 » و هاشمهء محموله . اوّل مفعولاتست ، ثانى مرسومات و دايرات كونين . نقطه معنى توحيد ، نه توحيد ، و اگرچه منفصل است از دايره . » ( 1024 ) قال : گفتنش كه « اسرار ازو نازع « 7 » است » يعنى اسرار ربوبيّت متنازع است « 8 » از امتناع صمديّت از حدث عبوديّت كه برو كسى مطّلع شود . « به او بازع « 9 » است » ، ازو پيدا شد و باز او شد . « به او وازع است » « 10 » يعنى نفى نكنند كلّيّت از كلّ حقّ « 11 » . « نه بحقّ لازم است » يعنى مفعولات اوست . « ضمير توحيد صاير است » يعنى ضماير توحيد راجع است بخلق . ضمير و مضمر و ضماير اماكن قلوبست . حقّ منزّهست . « هاءه ( ثمّ ) هاءه » ، هويّتش اشارتست ، و او از وراى اشارتست . « موحّد را حدّ نگويند » زيرا كه حدّ حيّز حدثان است ، جهات ذرّات قدرت اوست . ( 1025 ) گفتنش كه « توحيد اگر گويم كه ازو پيدا شد ، ذات را دو ذات نهاده باشم » . صدق توحيد دو است : توحيد حقّ و توحيد خلق .
--> ( 2 ) آنك . . . مفارق نشود SM : و الذى يفارق الجسم . . . و الذى يفارق الروح A ( 3 ) هاضمهء روحانيست : هضمهء روحانيست SM الهاضمة الروحانية A ( 4 ) مقوله : و مقووله SM ( 7 ) نازع SM : نازعة A ( 8 ) متنازع است . . . تنازعت بامتناعه عن حدث العبودية A ( 9 ) بازع SM : بازعة A ( 10 ) به او وازع است SM : و به وازغة A ( 11 ) كليت از كل حق : كليست از كل حق SM الكل عن الكل A